دانشگاه یک ضرورت نیست یک فرصت است
در دنیای امروز هر لحظه اخبار شگفت انگیزی از پیشرفت علوم
مختلف از همه ی نقاط جهان شنیده می شود.کشورها با جذب نخبگان
در دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی و فن اوری در تلاش اند با
تولید علم و گسترش آن سهم بیشتری را در علوم جهانی کسب کنند. که
خود این ثروت.رفاه و اعتبار را نیز به دنبال دارد. از سویی
تحصیلات دانشگاهی برای همه ی افراد جویای علم و فن آوری یک
ضرورت انکار نا پذیر است.اگر چه از محرومیت و محدودیتی که برای
جوانان بهائی برای راهیابی به دانشگاه و مراکز عالی پدید آمده می
توان به عنوان فرصتی برای تزکیه ی نفس و پایداری و ارتقای درجات
روحی و دینی سود برد و تلاش موسسه را در جذب جوانان بهائی
ستود.جوانان بهائی نیز باید این فرصت را غنیمت بشمارند و تمام سعی
و اهتمام خود را صرف تحصیلات عالیه کنند. اما نکته ی مهم دیگری
وجود دارد و آن استعداد های درخشانیست که با محدود بودن رشته های
تحصیلی عالی در موسسه علمی آزاد از آرمان های علمی خود دور می
شوند و این خسرانی جهانی است که نمی توان جبرانی قابل تصور برای
آن پیش بینی کرد. چه بسا در بین این جوانان بهائی که قادر به انتخاب
رشته های مورد علاقه ی خود در موسسه نمی باشند،دانشمندانی که
توانایی تغییرات علمی شگرفی را در زمینه های علوم مختلف به وجود
آورند.
چه کسی پاسخ این عوامل باز دارنده را می دهد؟
دانش بشری با کمک فن آوری و تحصیلات وتحقیقات دانشگاهی و نبوغ نخبگان با شتاب شگرفی به سوی اعتلای علوم به پیش می رود . امروزه دانشگاه های جهان هر روز سطح علمی خود را بهبود می بخشند و در پی آن به محققان و نخبه های خود سرویس بیشتری می دهند تا استعدادهای درخشان با پژوهش و یافته های علمی به افق های روشن علوم برسد .دیگر تحصیلات عالی یک فرصت نیست بلکه ضرورتی انکار نا پذیر است . دیگر سطح سواد جامعه را باید از دانشگاه تعریف کرد . دیگر رنگ و نژاد و عقیده وسیله ای توجیه ناپذیر برای محرومیت از تحصیلات دانشگاهی است .
در ایران نیز مانند کشورهای دیگر در حال توسعه دانشگاه ها و جوانان جویای علم با امکان راهیابی به دانشگاه ها و تولید علم به پیشرفت کشور کمک می کنند . جوانان بهائی نیز مانند دیگر اقشار دوستار علم و دانش بر طبق قانون اساسی و قوانین بین المللی باید قادر باشند در دانشگاه ها تحصیل کنند امّا متاسفانه در ایران این حق بدیهی و آشکار ، انکار می شود . جوانان بهائی مشتاق تحصیلات عالی پشت درهای بسته می مانند. حتی پاسخی به اعتراضات آنها نمی دهند و وقتی نمی توانند توضیح موجه و قابل قبولی در سطح بین المللی که دارای وجاهت قانونی و حقوقی باشد ،بدهند ،تنها با پاسخ ندادن به جواب آزمون ها بسنده می کنند که در شرایط جهانی امروز و عرف بین المللی جایگاهی ندارد . از زاویه ی دیگر جدا از حقوق فردی جوانان بهائی مساله ی ارتقای علوم در سطح جهانی نیز مطرح است . باشد که در میان محرومان از راهیابی به دانشگاه ها کسانی باشند که بتوانند تاثیرات مهمی بر علوم و جهان هستی بگذارند و حتی دانش بشری را دگرگون کنند و آن خسرانی است جهانی که نمی توان دیگر جبرانی برای آن مقصور بود .
خدایا
چگونه می توان تمام سپاس و ثنای تو را نوشت
چگونه می توان از تو گفت شعر تو را سرود
مرا به مهر مرا به عشق
مرا به هر چه لایقم رسانده ای
خدای من
نگاه کن به من . . .
به دنبال یک واژه می گردم
واژه ای از جنس نور
واژه ای تا آسمان را با یاد تو بنامم
تا آفتاب را به تو مانند کنم
تا جاذبه ی ماه رخسار تو باشد
و از تو بگویم از شادی ستاره ها
اما حضور تو
اما سکوت واژه ها . . . . .

